نیمهشب (عاشق و مرده)
^Atilla^ 1405/3/1 12:29
نیکلای گوگول
پسر روستایی عاشق دختری شد که سالها پیش مرده بود. هر شب در نیمهشب، روح دختر از گورستان بیرون میآمد و با او رقصید. پسر تا صبح بیدار میماند و منتظر بود. اما وقتی خورشید طلوع کرد، دختر ناپدید شد و پسر تنها با خاطرهای سرد و دلشکسته ماند که عشقش فقط در دنیای مردگان معنا داشت.